تبليغاتX
فطرس :: در آن زمان که حسین کشته شد از آسمان خون بارید
فطرس
در آن زمان که حسین کشته شد از آسمان خون بارید
 
ماه رجب

تموم شد

میگن امام حسین از مدینه به طرف مکه حرکت کرده

خدایا

منم ببر

با قافله

|+|
نوشته شده توسط مسیح در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 16:32
 
دلم هوای پیرهن مشکی کرده

 

آخه داره بوی محرم میاد...

|+|
نوشته شده توسط مسیح در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 9:45
 
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

                  چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

 

بی شک ارباب ما......

خدایا مرا یوسف مرامم کن

|+|
نوشته شده توسط مسیح در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت 21:58
 
این دفعه  مثله قبل نیست

                  حتما میام

                                             

|+|
نوشته شده توسط مسیح در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 21:36
 
منتظر باشین.....

          برمی گردم

|+|
نوشته شده توسط مسیح در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 و ساعت 18:56
 

آه از شفق... و سرخی شفق،آنگاه که روز به شب می رسد

 

 و خورشید حق در افق خونین عاشورا غروب

 

 می کند و... شب آغاز می شود!

 

اما دل به تقدیر بسپار ،

 

شب غشوه ای است که اختران امامت را ظاهر کند.

 

این سرالاسرار خلقت است و گویی تقدیر

 

 اینچنین رفته است که اسرار فاش شود

 

 اگر چه به بهای سر باختن حسین علیه السلام.

 

بگذار فاش گفته شود که

 

آنکه مسجود ملائکه است حسین است،

 

 و آدم را ملائک از آن حیث که

 

 واسطه خلقت حسین است سجده کردند؛

 

و این سجده ای ازلی است؛میزان حق،

 

که ابلیس را از صف ملائک طرد می کند.

 

یعنی که فطرت عالم بر حب

 

 حسین و ولایت او شهادت می دهد

 

و آن پیمان ازلی- الست بربکم قالو بلی-عهدی است

 

که خالق از بنی آدم بر حب حسین و یاری او ستانده است.

 

((خون)) با حسین پیمان ((ریختن)) بسته است

 

((سر)) با حسین پیمان ((باختن)).

 

دل تو عرصه ازلی خلقت است.

 

گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:

 

                                               حسین،حسین،حسین،حسین.

 

نمی تپد، بل حسین،حسین می کند.

 

 

                                                        شهید سید مرتضی آوینی
|+|
نوشته شده توسط مسیح در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 21:0
ما میرویم کربلا... 

سلام بر محرم

 

                      سلام عاشورا 

 

                                              سلام بر حسین

یک سال انتظار بالاخره به سر رسید

 

محرم آمد

 

دوباره امام حسین آمد در دلهایمان را زد

 

گفت:ما میرویم کربلا؛تو نمی آیی؟

 

تا عاشورا دلها را دنبال خودش می کشد

 

شب عاشورا به همه می گوید: من بیعتم را از شما برداشتم

 

هر که می خواهد برود، برود.

 

هر کس بماند شهید میشود و این بار

 

شهید محبت

 

یا امام حسین خودت کمکم کن تا بمانم!

|+|
نوشته شده توسط مسیح در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 20:52
طواف شمس....... 

طرفه خراب آبادی است این سیاره زمین... که در طواف شمس به سفری آسمانی می رود.

 

هیچ از خود پرسیده ای که مقصد این سفر آسمانی کجاست؟

 

زمین در طواف شمس است و شمس را نیز شمسی دیگر است

 

 که بر گرد آن طواف می کند و شمسِ شمس را نیز شمسی دیگر؛

 

و همه در طواف شمس عشق، مشکات نخستین، ولی مطلق.

 

آه ...دریافتم،مقصد این سفر آسمانی تویی.

 

مقصد تویی و آنان تو را رها کرده اند و بر گرد دیوارهایی سنگی می چرخند!

 

ای همسفر! اینجا حیرتکده عقل است ،بر گرده زمین،

 

در سفری آسمانی با کهکشان ها،

 

در سفری آسمانی که مقصدش با اوست؛

 

سفری از ظاهر به باطن،

 

از بیرون به درون.

 

                                                          شهید سید مرتضی آوینی

|+|
نوشته شده توسط مسیح در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت 13:7
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ... 

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

 

دهه محرم بود. هنگامی که سخنران می خواست بالای منبر برود جوانی از او پرسید:

 

منظور حضرت حافظ از این بیت شعرچیست؟

 

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

 

که عهد تو کردی و او به جا آورد

 

سخنران گفت جوابت را روی منبر می دهم تا همه فیض ببرند.

 

بالای منبر گفت:منظور حضرت حافظ در این بیت از پیر مغان امیرالمومنین(ع)

 

 و منظور از شیخ حضرت آدم (ع) است.زیرا حضرت آدم عهد کرد

 

 تا ازدرخت گندم نخورد ولی خورد اما امیرالمومنین که چنین عهدی نکرده بود

 

حتی در تمام عمر یک بار هم نان گندم نخورد و از نان جو هم سیر نشد.

 

پس از مدت کمی آن سخنران فوت می کند و به خواب جوان می آید و

 

می گوید هنگامی که به این جهان آمدم 

 

دیدم حقیقت چیز دیگری است

 

مراد از پیر مغان حضرت امام حسین(ع) و منظور

 

 از شیخ حضرت ابراهیم خلیل است.

 

از حضرت ابراهیم عهد بر ذبح فرزندش گرفتند و

 

 حضرت امام حسین در روز عاشورا به آن عهد عمل کرد.

 

برگرفته از کتاب روح مجرد

نوشته آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی

 

|+|
نوشته شده توسط مسیح در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 17:56
هر کجا هستم باشم......... 

هر کجا هستم باشم...

من غلام پسر فاطمه ام

سلام به همه دوستان عزیزم

 

اگه آقا کمک کنه هر روز مطلب جدید داریم.........!

|+|
نوشته شده توسط مسیح در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 11:12